لینک کوتاه : http://astankhabar.com?p=59403 شناسه خبر: 59403

ماجرای خورشت بادمجان و نوچه پَروَریسم!

گیلـــــــمردای در آخرین یادداشت خود بااشاره به ماجرای حاکم و بادمجان درباره شیوع پدیده نوچه پَروَریسم در زمان انتخابات اشاره کرد و گفت: یادمان باشد، مواظب افرادی باشیم که نذر می‌کنند واسه سرشان و بعد! خودشان می‌خورند و پسرانشان!

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آستان‌خبر؛ در حال و هوایِ خودم بودم که یکی از دوستان قدیمی، به نزدم آمد و بعد از کلی نصیحت‌های مشفقانه در خصوص رعایت حریم زبان سرخ و بر باد رفتن سرسبز و زدن بر طبل بی‌عاری، گفت: «میخوای عزیز بشی، یا دور شو یا کور شو!» گفتم: دوری که ابدا و کوری، اصلاً و ابدا!
خلاصه از او اصرار و از من انکار. تا اینکه گفتم: «من نه نوکر حاکمم نه نوکر بادمجان» خندید و گفت: قضیه حاکم و بادمجان چیه؟ گفتم:
«حاکمی با نوکرش به مهمانی رفت، وقتی سر سفره  نشستند، خورشت بادمجان را دید که به شکل زیبایی تزئین شده بود، طوری که نظرش را جلب کرد.
حاکم نگاهی به خورشت انداخت و گفت: خورشت بادمجان خوش‌مزه‌ترین خورشت‌هاست و اصولاً بادمجان برای بسیاری از مرض‌ها مفید است.
نوکر  بی‌معطلی گفت: خورشت بادمجان خوش‌مزه‌ترین خورشت‌هاست…!
حاکم پس‌ازاینکه  چند لقمه‌ای خورد، خوشش نیامد و گفت: بادمجان نفخ آور و چیز بی‌خودی است.
نوکر بلافاصله گفت: بادمجان نفخ آور و چیز بی‌خودی است!
بعدازاین که میهمانی تمام شد و  از مجلس خارج شدند حاکم رو به غلامش کرد و گفت:
چرا از خودت عقیده مستقل نداری؟
من می‌گویم بادمجان خوب است می گوئی خوب است، می‌گویم بد است، می گوئی بد است.‌
نوکر گفت: قربان، برای اینکه من نوکر حاکم هستم نه نوکر بادمجان…!»

خلاصه بعد از رفتن رفیق، نمی‌دانم که چی شد که یهویی برخی از شنیده‌ها و دیده‌های شفاهی و کتبی! در خصوص نوچه پروری! در طی این چند سال اخیر، از ذهنم گذشت!
البته شاید باورش برای خیلی‌ها  سخت باشد! قرن ۲۱ و «نوچه پَروَریسم!»

امّا برای من و شاید خیلی‌های دیگر! این‌جور چیزها عادی و منطقی شده! مثلِ نخود تو شله‌زرد، برای ما مشخص است. از قدیم هم گفته‌اند: دو، دو تا می‌شود چهارتا دیگر! قانون طبیعی و بقولی قانون سوم نیوتون هم می‌گوید: «هر عملی، عکس‌العملی دارد.»

پس وقتی فلانی و فلانی‌ها برای خرید آرا، دست به دامان فلانی و فلانی‌ها می‌شوند و بقولی بوسه بر … می‌زنند! طبق قانون نیوتون، جای دیگری باید جبران شود.  لذا این می‌شود که مکتب «نوچه پَروَریسم» شکل‌گرفته و بر طبق اصل: «من نوچه فلانی‌ام، نه نوچه بادمجان» این مکتب! یکی از  اعمال واجب شبانه‌روزی نوچه‌ها این می‌شود که با کوچک‌ترین انتقاد علیه ارباب یا اربابان! توسط امثالِ گیلمردای، به طرق گوناگون، باید دست‌به‌کار شد و در ابتدا با شیوه هوچیگری، وارد میدان شده و بعد از شکست، از آنجائی که نسبت به بادمجان، هیچ تعصبی نداشته، بادمجان‌های بدبخت را برای کاشتن روی سروصورت منتقدان، حواله کرد! البته اخیراً بدعت شده که در دست برخی از گونه‌های نادر از این نوچه‌ها، بجای بادمجان، تیزی کار گذاشته‌اند!

به‌هرحال گیلمردای، وقتی خربزه می‌خورد، پای لرزش هم قطعاً نشسته و بیدی نیست که با این بادها بلرزد.
اگر عمری باقی بود،  در یادداشت‌های دیگر در خصوصِ سبک‌های خرید آرا و مکتب تقریباً ده‌ساله «اسپیلی_س_ماسیون» چند ورقه‌ای، سیاهه خواهم نمود!
گفتم: «سیاهه» و یهویی یاد جادو و جنبل و دعانویسی ایام انتخابات افتادم!

فعلاً بگذریم…
یادمان باشد، مواظب افرادی باشیم که نذر می‌کنند واسه سرشان و بعد! خودشان می‌خورند و پسرانشان!

و این داستان ادامه دارد…

 انتهای پیام/


برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال آستان‌خبر در تلگرام شوید.

نظرسنجی
Sorry, there are no polls available at the moment.
اخبار شهرستان
تبلیغ
تبلیغ
ads2